تبليغاتX
به فروشگاه عشق خوش آمدید

                                 

من از طرح زیبای هر خاطره

سلامی غزل گونه خواهم نوشت

من از طرح زیبای هر خاطره

سلامی غزل گونه خواهم نوشت

که باور کنی گرچه دوراز تو ام

فراموش هرگز نکردم تو را

در این رخوت بی مجال زمان

که احساس پژمرده  همچون خزان

به یاد تو من مانده ام آشنا

که شاید که من یاد باشم تو را

که باور کنی گرچه دوراز تو ام

فراموش هرگز نکردم تو را

در این رخوت بی مجال زمان

که احساس پژمرده  همچون خزان

به یاد تو من مانده ام آشنا

که شاید که من یاد باشم تو را

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 11:7  توسط سیاوش و مرتضی | 
برف در قالب قلب می بارید
و بر صورت ها و سیرت ها می آرمید
جاری می گشت:
در گرداب پریشانی و افسردگی فصل ها
عشق چون پیچک طلایی
بر تن سروها و سرودها می خزید؛
مست و سرمست بودند
مستان
زمین خوابید و غافل شد
تا به آغاز رسید زمستان.

barf

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 10:59  توسط سیاوش و مرتضی | 

بیا که تا نفسی هست یار هم باشیم         

به غنچه های محبت بهار هم باشیم
...................................................
     آزمودم زندگی دشت غم است        

شادیش اندوه و عیشش ماتم است
...................................................
در میان جمع مردان یا همیشه مرد باش      

یا دم از مردی مزن یا یکسره نامرد باش
...................................................
بمیرم من واسه اون دلشکسته        

که چون من خیری از دنیا ندیده
...................................................
خنده ی تلخ من از گریه غم انگیزتراست     

کارم از گریه گذشته به خودم میخندم
...................................................

نظر یادت نره ...

در دادگاه عشق ... قسمم قلبم بود وکیلم دلم و حضار جمعی از

 عاشقان و دلسوختگان ، قاضی نامم را بلند خواند و گناهم را

 دوست داشتن تو اعلام کرد و سپس محکوم شد به تنهایی و مرگ

کنار چوبه دار از من خواستند  تا آخرین   خواسته ام را بگویم و

 من گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم .

-----------------------------------------------

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 16:50  توسط سیاوش و مرتضی | 

غروب دریا برام
یه دلتنگی خاص داشته
درعین زیبایی وقتی خورشید
آخرین پرتوهای عاشقش رو روی تن
گرم دریا رها میکنه و آسمون که آبی بی
انتهاش رو چه بی ادعا پیشکش دریا کرده و دریا
که با همه اینها عاشقانه ساحل رو می پرسته و چه بی
غرور خودش رو در آغوش ساحل میندازه .همیشه وقتی به دریا
نگاه می کنم، مطمئن هستم که اونقدر مهربون هست که بشه کنارش
ایستاد و از زیبایی و شکیبایی و شعری که درش هست لذت برد.میدونی اگه دل
به دریا بدی آسمون دلت آبی میشه و اون وقت آبی آسمون پیش چشمات تبدیل به
بیکرانی میشه که بالهات رو به پرواز تشویق می کنه و این آغازی میشه تا اهل
آسمون بشی و زمین بشه خونه دوم تو.دل به دریا که بدی هوای دلت بوی
بارون میگیره اون وقت همیشه حس ناب باریدن در تو تازه است هر
وقت دلم از همه کس و همه جا می گیره وقتی دیگه حتی از
خودم هم خسته هستم میرم به خلوت دریا و ساحلش
کفشهام رو در میارم آن وقت که حرکت شن های
دریا رو زیر پام حس میکنم وقتی موجهای دریا
خودشون رو بی غرور زیر پاهام رها میکنن
نسیمی که منو درخودش می پیچه
و احساس سرما ئیکه همه
وجودم رو میگیره خیلی
میایستم یه گوشه
ساحل و چشمام
رو میبندم و
فقط گوش
میکنم
...

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 12:41  توسط سیاوش و مرتضی | 

تو گل سرخ منی

تو گل یاسمنی

تو چنان شبنم پاک سحری

نه!

از آن پاک‌تری

تو بهاری؟
نه!

بهاران از توست.

از تو می گیرد وام

هر بهار این‌همه زیبایی را

هوس باغ و بهارانم نیست

ای بهین باغ و بهارانم تو

 

قمري‌هاي بي‌خيال هم فهميده‌اند
فروردين است
اما آشيانه‌ها را باد خواهد برد
خيالي نيست

بنفشه‌هاي كوهي هم فهميده‌اند
فروردين است
اما آفتاب تنبل دامنه را باد خواهد برد
خيالي نيست

سنگريزه‌هاي كناره‌ي رود هم فهميده‌اند
فروردين است
اما سايه روشنان سحري را باد خواهد برد
خيالي نيست

همه‌ي اين‌ها درست
اما بهار سفركرده‌ي ما كي بر‌مي‌گردد؟
واقعا خيالي نيست؟

- سيد علي صالحي -

 

پ. ن.: شین مثل شبانه‌ها

 

داستان عشق

یه روزی عشق , دیوونگی , محبت و فوضولی داشتن قایم موشک بازی می کردن تا نوبت به دیوونگی رسید. دیوونگی همه رو پیدا کرد اما هرچی گشت عشق رو پیدا نکرد.

فوضولی متوجه شد که عشق پشت یه بوته گل سرخ قایم شده و دیوونگی رو خبر کرد.دیوونگی هم یه خار بزرگ برداشت و توی بوته ی گل سرخ فرو کرد و صدای فریاد عشق بلند شد.وقتی همه به سراغش رفتن دیدن چشماش کور شده و محبت که دیوونگی رو مقصر میدونست به دیوونگی گفت:باید همیشه عشق روهمراهی کنی.

 از اون روز به بعد وقتی عشق به سراغ کسی میره چون کوره بدیهای معشوقشو نمیبینه و دیوونگی هم همیشه در کنارش باقی مونده.

 

 چشمامواز من گرفتی واسه چی  

    بردیشون اما نگفتی واسه چی

 حالا روزم مثل شب سیاه و سرده   

  پشت این پنجره ء بسته نشسته

اسمونم بی ستارس مگه نه  

 تو سینم یه قلب پارس مگه نه

مگه من عاشق خورشید نبودم 

  لایق چشمی که می دید نبودم

وقتی دلتنگتم، چقدر همه شبیه تواند!

 

یک شب دلی به مسلخ خونم کشید و رفت
دیوانه ای به دام جنونم کشید و رفت

پس کوچه های قلب مرا جستجو نکرد
اما مرا به عمق درونم کشید و رفت

یک آسمان ستاره ی آتش گرفته را
بر التهاب سرد قرونم کشید و رفت

من در سکوت و بغض و شکایت ز سرنوشت
خطی به روی بخت نگونم کشید و رفت

تا از خیال گنگ رهایی رها شوم
بانگی به گوش خواب سکونم کشید و رفت

شاید به پاس حرمت ویرانه های عشق
مرهم به زخم فاجعه گونم کشید و رفت

تا از حصار حسرت رفتن گذر کنم
رنجی به قدر کوچ کنونم کشید و رفت

دیگر اسیر آن من بیگانه نیستم
از خود چه عاشقانه برونم کشید و رفت

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:59  توسط سیاوش و مرتضی | 

 

 

تو رو خدا بگين نره

    

 

 

YYYYYYYYYYYY

 

 آی آدما٬ آی غنچه ها٬ آی کوچه ها٬ تو رو خدا بگین نره
 
پیاده ها ٬سواره ها ٬مسافرای جاده ها٬ تو رو خدا بگین نره
 
تو رو خدا بگین نره٬ اگه بره٬ من حرفامو به کی بگم؟
 
آخه من هم عاشق شدم٬ داره میره ٬من چی بگم؟
 
آهای شبا ٬ستاره ها٬ ترانه ها٬ اگه بره٬ قشنگی ها رو میبره
 
آی آدما٬ مسافرا ٬پنجره های کوچه ها٬ تو رو خدا بگین نره
 
عاشق شدم ٬اون می دونه٬ واسه همین داره میره
 
اگه بره٬ کی تو شبام٬ شعرام رو از من می گیره؟
 
نرو ٬بمون٬ اگه کمم ٬عاشق شدم خیلی زیاد
 
یادش به خیر٬ چه زود گذشت ٬اون اولا یادت میاد؟
 
مترسکی غریب بودم ٬تنها بودم٬ ساکت و بی صدا بودم
 
قشنگ بودی٬ بچه بودم٬ از آدما جدا بودم
 
یه حرفی موند٬ توی دلم ٬بهت بگم ٬از روزی که گفتی میرم
 
خواستم بگم ٬دوستت دارم ٬دوستت دارم ٬دوستت دارم
 
نه خنده ها٬ نه گریه ها٬ نه اونهمه ترانه و گلایه ها
 
هیچی به یادت نمیاد٬ نه بوسه و نه کوچه و نه سایه ها
 
داره میره ٬تا دوباره٬ ساکن اون شبها بشم
 
تو باغ سرد لحظه هام٬ مترسکی تنها بشم
 
عمر منم با رفتنت ٬انگاری رو به آخره
 
منم می خوام عاشق بشم٬ تو رو خدا بگین نره
 
می خواد بره ٬تنها بره٬ تو فکر راه سفره
 
آی آدما ٬ستاره ها ٬مسافرا٬ تو رو خدا بگین نره

 

YYYYYYYYYYYY

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 11:46  توسط سیاوش و مرتضی | 
قبل از ازدواج
پسر :بله،بالاخره وقتش شد . منتظر بودن خیلی سخته 
دختر :‌ مي خواي من برم ؟
پسر : نه. حتي فكرش روهم نكن
دختر : دوستم داري ؟
پسر : البته !
دختر : تا حالا به من خيانت كردي ؟
پسر : نه ! چرا  حتي يك همچين حرفي را مي زني ؟
دختر : منو مي بوسي ؟
پسر: بله
دختر: منو كتك مي زني ؟
 پسر:امكان نداره ! به قیافه  من مياد همچين آدمي باشم
دختر: مي تونم بهت اعتماد كنم؟
پسر: بله
حالا بعد از ازدواج
لطفا همين گفتگو را از پايين به بالا بخوانيد
 
 
 
       کدهایی که در وبلاگتون نیاز  دارید
  کد شماره ی 1         قرار دادن سایت شما در Home Page شخص مقابل

  کد شماره ی 2         آمدن پیغام مورد نظر شما هنگام ورود شخص به سایت یا وبلاگ شما

  کد شماره ی 3        جلوگیری از راست کلیک کردن شخص بر روی وب شما (کپی نکردن)

  کد شماره ی 4        رنگی کردن اسکرول بار (نوار لغزنده)(رنگ مورد نظر شما)

  کد شماره ی 5        گذاشتن جستجو در سایت یا وبلاگ شما

  کد شماره ی 6        گل باران در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 7        قلب به دنبال موس شخص بیننده

  کد شماره ی 8        ستاره باران در سایت یا وبلاگ (مانند پشت این سایت)

  کد شماره ی 9        به حرکت در آوردن تیتر سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 10       بارش برف در وبلاگ یا سایت

  کد شماره ی 11       برگریزان در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 12       بارش باران در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 13       جستجو گر گوگل(google) در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 14       جستجو گر ام اس ان(MSN) در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 15      خروج از جستجوگر شخص مقابل با فشار دادن یک کلید

  کد شماره ی 16       پیغام ورود و خروج از سایت

  کد شماره ی 17       پیغام متحرک در استاتوس بار

  کد شماره ی 18       تنظیم رنگ ضمینه به انتخاب کاربر

کد شماره ی 19       یک منوی جالب برای خارجی ها

  کد شماره ی 20       ساعت عقربه دار

  کد شماره ی 21       رفتن به بالای صفحه

  کد شماره ی 22       نمایش متن دلخواه شما به دنبال موس

  کد شماره ی 23       حرکت جستجو گر به صورت جالب

  کد شماره ی 24       تغییر رنگ پس زمینه ی سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 25       دکمه ی عقب و جلو در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 26       دکمه ای برای پرینت از صفحه

  کد شماره ی 27       ماشین حساب در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 28       رقص متن  در استاتوس بار

  کد شماره ی 29       ویزیتور برای سایت یا وبلاگ (تعداد افراد وارد شده به سایت شما )

  کد شماره ی 30       مدت زمانی که شخص وارد سایت یا وبلاگ شده

  کد شماره ی 31       دریافت نام کاربر و خوش آمد گویی به او

  کد شماره ی 32       ساعت عقربه دار به دنبال موس

  کد شماره ی 33       تغییر رنگ پس زمینه به صورت تصادفی

  کد شماره ی 34      افکت به نوشته حالت اول 

  کد شماره ی 35      افکت به نوشته حالت دوم 

  کد شماره ی 36       تاریخ میلادی در سایت

  کد شماره ی 37      دکمه ی Save  در سایت یا وبلاگ

  کد شماره ی 38      دو خط زیبا به دنبال موس

   کد شماره ی 39      ساعت و تاریخ به دنبال موس

   کد شماره ی 40      اضافه کردن سایت به علاقه ها

   کد شماره ی 41      نشان دهنده ی تصویر

   کد شماره ی 42      از بین بردن آندر لاین زیر لینکها

   کد شماره ی 43      باز شدن پنجره ای کوچک به همراه پنجره ی اصلی

   کد شماره ی 44      رقص متن در صفحه

   کد شماره ی 45      نمایش متن در استاتوس بار با رفتن بر روی تصویر

   کد شماره ی 46      نمایش پنجره ای با کلیک کردن بر روی یک دکمه

   کد شماره ی 47      نمایش پیغام با کلیک بر روی یک دکمه

   کد شماره ی 48      رقص متن در استاتوس بار 1

   کد شماره ی 49      رقص متن در استاتوس بار 2

   کد شماره ی 50      رقص متن در استاتوس بار 3

   کد شماره ی 51      رقص متن در استاتوس بار 4

    کد شماره ی 52      کد لرزش موقت صفحه

   کد شماره ی 53       ماکزیمایز شدن خودکار صفحه

  کد شماره ی 54       کد نمایش متن به دنبال موس

   کد شماره ی 55       لینک زیر شاخه ای

   کد شماره ی 56       کد نمایش متن به صورت متحرک

   کد شماره ی 57       کد باز شدن صفحه ای جدید

   کد شماره ی 58       کد ساعتهای زنده ی دنیا

   کد شماره ی 59       کد روشن شدن متن

   کد شماره ی 60       کد تغییر رنگ به طور تصادفی

   کد شماره ی 61       کد فیلتر شکن

   کد شماره ی 62       کد تقویم زیبا

   کد شماره ی 63       کد راست کلیک قفل کردن که دو بار کلیک کند کارش تمومه


   کد شماره ی 64       کد کونتر یا نفرات آنلاین

  کد شماره ی 65       کد آهنگ در وب

 کد شماره ی 66       کد موزیک در وبلاگ

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 16:59  توسط سیاوش و مرتضی | 

    

free image hosting

                     

ای آشنای قدیمی امروز،  نشو غریبه فرداهایم  آشنای قدیمی روزی بود که همه زندگی ام بودی ،

روزگاری بود که تنها عشقم بودی ... مثل یک غریبه آمدی ، عاشقانه آمدی و عشقم شدی .... 

غریبه ای بودی برایم ، آشنا شدی با قلبم ، و همه وجودم شدی ... لحظه هایم شدی  ، عطر نفسهایم

شدی ، و تک ستاره آسمان تیره و تار قلبم شدی! روزی بود آمدی و دنیای من شدی ، آمدی و مثل باران

 در این کویر تشنه قلبم باریدی ،  مثل یک چشمه جوشان در این تن خسته ام جاری شدی .... 

روزی آمد که رهایم کردی ، از من و این قلب عاشقم سرد شدی و رفتی و تویی که  همه زندگی ام ،

عشقم و تمام هستی ام بودی برایم یک آشنای قدیمی شدی! ای غریبه دیروز ، همان غریبه ای که

روزی آمد و تمام زندگی ام شد بیا و دوباره  زندگی ام باش... ای آشنای قدیمی امروز ، دوباره بیا در این

قلب بی طاقت که بدجور دلتنگ آن قلب بی وفای تو است . بیا و این قلب مرا دوباره زنده کن ، با آمدنت

به من امید و آرزو بده تا دوباره جان بگیرم! روزگاری بود که دلتنگم می شدی ، برایم اشک میریختی و به

انتظارم می نشستی روزگاری بود که همه زندگی ات بودم و زندگی را بدون من نمیخواستی ، عاشقم

بودی ،  دیوانه ام بودی ، اینک برایم یک آشنای قدیمی شده ای ! یک آشنای قدیمی بی وفا ، که دلش

 یک ذره ، تنها یک ذره دلتنگ این دیوانه نیست! آشنای قدیمی که دیگر با ما یار نیست ، هوای ما را

ندارد و آن قلب بی وفایش بی قرار  نیست! ای آشنای قدیمی امروز نشو غریبه فرداهایم! بیا و برایم مثل

 همان آشنای دیروز باش ، آشنایی که برایم می مرد ، و برای رسیدن به  من لحظه شماری می کرد ،

کسی که قلبش باوفا بود ، دلش بی قرار بود و همیشه  چشم انتظار دیدار با من بود ! کسی که دلتنگم

 می شد و مرا خیلی دوست می داشت ! ای آشنای قدیمی ام بدان که تو برایم همان عشقی ،

همانی که برایش جان می دادم ،  همانی که همه زندگی ام بود! ای آشنای قدیمی ام به خدا خیلی

 دوستت دارم ، تو برایم یک آشنای قدیمی نیستی و  هنوز هم برایم عزیزی و بیشتر از گذشته عاشقت

هستم ! ای آشنای قدیمی امروز ، نشو غریبه این دل عاشقم! ای آشنای قدیمی امروز ، نشو غریبه

فرداهایم! تو برایم یک آشنای قدیمی نیستی ، تو همه زندگی ام هستی!  

 

 

 

بنام عشق زیباترین دروغ دنیا

در خواب ناز بودم شبی

دیدم کسی در میزند

در را گشودم روی او

دیدم غم است در میزند

ای دوستان با وفا

از غم بیاموزید وفا

غم با همه بیگانگی هر شب به من سر میزند...

بیاد عشقی که سالها در ی او بودم و سوختم.

ولی افسوس که از سوختنم خاکستری بی ارزش به جا ماند

و نسیم صبحگاهی او را با خودش برد

و اما عشق:

عشقی که طالب دردی است از غمهای درون یک دل

و اما افسوس

افسوس از آن شبهایی که با غم خویش

بیاد تو شب را به سحر رساندم

افسوس از آن دلی که رسوای

قلب دروغی تو شد

**و مرا این چنین کرد...**

از زندگانیم گله دارد جوانیم

شرمندهای جوانیم از این زندگانیم...

عاشقانه ، عارفانه ، صادقانه ،  بی بهانه   
اسیرم در قلب مهربانت برای همیشه و تا ابد .
 
یک کلام ، تا ابد از ته دل دوستت دارم عزیزم.
 
مرا تنها نگذار ، با من باش و با یکدلی و یکرنگی دوستم داشته باش
 
خیلی دوستت دارم بیشتر از آنچه که تصور میکنی ،
 
از تمام دار و ندارم در این دنیا یک دل داشتم آن هم به تو تقدیم کرده ام
 
این دل شکسته ام برای توست و به عشق بودن تو زنده است...
 
لحظه به لحظه نام تو را زیر لب زمزمه میکنم ، لحظه طلوع
 
 تا غروب خورشید و لحظه غروب تا سحرگاه فردا دلتنگ تو
 
 هستم و در انتظار دیداری دوباره با تو...
 
تو تمام هستی منی ، با سرنوشت می جنگم تا به تو برسم ای هستی من..
 
به من محبت و عشق برسان که تنها امیدم به این زندگی تنها عشق توست.
 
همه عشقم ، همه هستی ام ، همه وجودم ، عطر نفسهایم
 
 همه و همه برای توست....
 
سرت را بر روی شانه هایم بگذار و برایم درد دلهایت را در گوشم زمزمه کن...
 
شانه هایت را برای همیشه و تا ابد میخواهم ، بگذار من نیز سرم را بر روی آن
 
 بگذارم و برایت از این قلب عاشقم بگویم....
 
دلم همیشه در جستجوی تو بوده است و همیشه آرزو داشتم
 
 عاشق قلب مهربان تو باشم و در قلب مهربان و عاشقی مثل تو اسیر شوم...
 
اینک که تو را یافتم دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش ندارم زیرا تو همان
 
آرزوی منی ای نازنینم!
 
باور داشته باش که بدون تو این زندگی برای من به معنای زنده بودن نیست
 
شاید زمانی که بعد از تو از این دنیا بروم ، باور کنی که زندگی بدون تو را
 
نمیخواهم و حتی یک لحظه هم طاقت بدون تو نفس کشیدن را ندارم!
 
با تو نفس کشیدن برای من شیرین است ، با تو زندگی کردن برایم
 
 به معنای خوشبختی است ، با تو بودن برایم همان لحظه رویایی است ...
 
پس با من باش ، با من زندگی کن ، و با من بمان تا من نیز با تو عاشقانه
 
بمانم و لحظه به لحظه ، عاشقانه تر از همیشه از ته دلم بگویم :
 
 
خیلی دوستت دارم عزیزم
دوستت دارم

 

thanx moein

زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟

 

   اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟

 

   اگر مر گ است چرا زندگي مي كنيم ؟

 

    اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟

 

   اگر عشق است چرا به آن نمي رسيم

 

  اگه عشق نيست چرا عاشقيم ....

                   

 

 

يه روز وقتى به گل نيلوفر نگاه مى كردم ترس تموم وجودمو برداشت كه شايد من هم يه روز

 مثل گل نيلوفر تنها بشم سريع از كنار مرداب دور شدم حالا وقتى ميبينم خودم مرداب شدم دنبال

 يه گل نيلوفر مي گردم كه از تنهايى نميرم و حالا مى فهمم گل نيلوفر مغرور نيست اون خودشو

 وقف مرداب كرده

 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او یکریز و پی در پی

دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را..

نظر یادت نره

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 21:50  توسط سیاوش و مرتضی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام من سیاوش دیندار ساکن ایرانشهر هستم و همراه دوستم مرتضی این وبلاگ رو به شما تقدیم می کنیم

نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
آرشیو موضوعی
به فروشگاه عشق خوش آمدید
پیوندها
درباره شهر تاریخی ایرانشهر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Time spent here:

کد آهنگ در موزیک رضا

Ads by Ydc.ir